X
تبلیغات
ندای اسلام
خودآرايي بانوان و چارچوب شرعي آن

 

 

تمايل به زيبايي و جمال در فطرت انسان به‌وديعت نهاده شده است و دين مقدّس اسلام اين تقاضاي طبيعي را لحاظ نموده و آراستگي را براي همة مردان و زنان مشروع دانسته است. همچنين فطرت و ويژگي‌ زن را نيز در نظر گرفته است، ازاين‌رو بعضي از زينت‌ها و لباس‌ها را كه براي مردان حرام كرده مانند لباس ابريشمي و زيور‌آلات و طلا، آنها را براي زنان مباح دانسته است. البتّه اسلام بعضي از انواع آرايش‌ها را كه خارج از فطرت و موجب تغيير در آفرينش خداوند و گرفتار شدن در دام خودپرستي است، حرام نموده است؛ زيرا چنين آرايش‌هايي از جمله ابزارهاي شيطان در جهت فريب و گمراهي انسان‌ها است. همان‌گونه كه در قرآن كريم مي‌خوانيم: «لآمرنّهم فليغيّرنّ خلق ‌الله»[نساء: 119]؛ [شيطان پس از طردشدن از بارگاه الهي گفت:] به ايشان (انسان‌ها) دستور مي‌دهم تا آفرينش خدا را دگرگون ‌كنند.

با ذكر اين مقدمه قصد داريم در اين مقاله به زواياي مختلف آرايش زنان و حكم شرعي هر يك از آنها بپردازيم.

 

شرايط كلّي آرايش زنان از منظر شرعي

1ـ پنهان نمودن زينت از انظار نامحرمان و عدم تبرّج: خداوند متعال در قرآن ارشاد مي‌فرمايد: «و قل للمؤمنات يغضضن من أبصارهنّ و يحفظن فروجهنّ و لايبدين زينتهنّ إلاّ ما ظهر منها»[نور: 31]؛ و به زنان مؤمن بگو: چشمانتان را [از نگريستن به نامحرمان] فروگيرند و پاكدامني ورزيد و زينت خود را آشكار نكنيد مگر آنچه از آن ‌كه آشكار است.

«و قرن في بيوتكنّ و لاتبرّجن تبرج الجاهلية الأولي»‍[احزاب:33]؛ و در خانه‌هاي خود بمانيد و هم‌چون جاهليت پيشين در ميان مردم ظاهر نشويد و خودنمايي نكنيد.

پس از آن‌جايي كه زينت و آرايش پاسخي به نياز فطري زن و ابزاري براي جلب توجّه و محبّت شوهر است، نبايد در معرض نگاه بيگانگان قرار گيرد.

شهيد سيد قطب رحمه‌الله‌ در تفسير «في ظلال القرآن» مي‌نويسد: زينت براي زنان حلال است، و زينت پاسخي به فطرت ايشان است. هر زني آزمند است كه زيبا و آراسته باشد، و زيبا و آراسته جلوه‌گر آيد. زينت هم از عصري تا عصر ديگر اختلاف پيدا مي‌كند، و ليكن لباس آن در درون فطرت يكي است، و آن علاقه و رغبت براي كسب آن يا تكميل كردن آن و جلوه‌تر نمودن آن در برابر مردان است. اسلام با اين گرايش و رغبت مبارزه نمي‌كند، امّا به اين علاقه و رغبت نظم‌ونظام و سروسامان مي‌بخشد و آن را متبلور و جلوه‌گر در جهت دادن براي مرد واحدي مي‌سازد كه شريك زندگي است. بدو آزادي مي‌دهد كه او اطّلاع پيدا كند و بنگرد به زيبايي و جلوه‌گري‌هاي زن خود، آن زيبايي و جلوه‌گريي‌ كه كسي جز او حقّ ندارد بر آن اطّلاع يابد و بدان بنگرد.(1)

2ـ خودآرايي زن با هدف جلب توجّه مردان نامحرم نباشد: خداوند متعال ارشاد مي‌فرمايد: «ولا يضربن بارجلهنّ ليعلم ما يخفين من زينتهنّ» [نور: 31]؛ و پاهاي خود را [هنگام راه رفتن به زمين] نزنند تا زينتي كه پنهانش مي‌دارند جلب توجّه كند.

در اين آيه زنان مؤمن از پيروي روش زنان دوران جاهليت منع شده‌اند؛ زيرا زن در عصر جاهلي به هنگام راه رفتن پاي خود را به زمين مي‌كوبيد تا صداي خلخالش جلب توجّه كند و جهت نماياندن زينت‌هاي پوشيده‌اش حركتي از خود بروز مي‌داد تا آنها را در معرض نگاه مردان بيگانه قرار دهد.

3ـ خودداري از تشبّه به مردان: آرايش و زينت زن بايد به‌گونه‌اي باشد كه با مردان مشابهت پيدا نكند؛ چنان‌كه حضرت ابن‌عباس رضي‌الله‌عنهما مي‌فرمايد: «لعن رسول‌الله صلّي‌الله‌عليه‌وسلّم‌ المتشبّهين من الرّجال بالنّساء و المتشّبهات من النّساء بالرّجال»(2)؛ رسول‌الله صلّي‌الله‌عليه‌وسلّم‌ مردان زن‌نما و زنان مردنما را نفرين كردند.

به‌موجب اين روايت هر يك از زنان و مردان مؤظف‌اند از پوشش و زينتي كه به جنس مخالف اختصاص دارد، پرهيز نمايند.

4ـ زينت زن ارتكاب فعل حرام را در پي نداشته باشد: آرايش و زينت زن حتي براي همسرش ـ در داخل خانه ـ بايد در چارچوب موازين شرع باشد، ازاين‌رو هر زينتي مطلقاً براي زن مباح نيست و او نمي‌تواند با استناد به عرف رايج جامعه به زينت‌هاي خلاف شريعت روي آورد.

از حضرت عائشه رضي‌الله‌عنها مروي است: «أنّ إمراة من الأنصار زوجّت ابنتها فتمعط شعر رأسها، فجاءت إلي النبّي صلّي‌الله‌عليه‌وسلّم‌، فذكرت ذلك له فقالت: إنّ زوجها أمرني أن أصل في شعرها، فقال: «لا إنّه قد لعن الموصلات»(3)؛ زني از قبيله انصار دخترش را ازدواج داد درحالي‌كه موهاي سرش مي‌ريخت؛ وي به محضر پيامبر صلّي‌الله‌عليه‌وسلّم‌ رسيد و آن‌حضرت را در جريان امر گذاشت و گفت: شوهرش به من دستور داده تا با موهاي وي مو پيوند نمايم. رسول خدا فرمودند: خير! همانا زناني كه مو پيوند كنند، نفرين شده‌اند.

5ـ عدم مشابهت با زنان غيرمسلمان و بي‌بندوبار: اين شرط بسيار مهمي در خودآرايي بانوان مسلمان به‌شمار مي‌رود و رعايت آن باعث مي‌شود تا زن مسلمان از زنان فرهنگ‌هاي بيگانه و هرزه‌گرد متمايز گشته و حشمت و وقارش حفظ شود و احساس عزّت و كرامت نمايد.

رسول‌الله صلّي‌الله‌عليه‌وسلّم‌ مي‌فرمايد: «من تشبّه بقوم فهو منهم»(4)؛ كسي كه مشابهت قومي را اختيار كند از آنان است.

6ـ رعايت ميانه‌روي و دوري از اسراف: آرايش و زينت زنان بايد متعادل و از اسراف و تبذير به دور باشد تا مبادا به تكبّر و فخرفروشي بينجامد. خداوند متعال مي‌فرمايد: «إنّ المبذّرين كانوا إخوان الشياطين» ‍[اسراء:27]؛ اسراف‌كنندگان، برادران شيطان‌اند.

7ـ خودداري از آرايش و زينتي كه براي صحت و سلامتي انسان ضرر دارد: از آن‌جايي‌كه تحريم اشيا در اسلام، مبتني بر خبث و ضرر آنهاست و شريعت مقدّس در پي جلب مصالح و دفع مفاسد و كاهش آن است، آرايش و زينتي ك به جسم آسيب و زيان برساند، ممنوع است. در حديث نبوي آمده است: «لاضرر و لاضرار»(5)؛ آسيب و زيان رساندن به خود و ديگران روا نيست.

بدون شك آنچه را شارع تحريم كرده در حرمت آن منفعت دنيا و آخرت نهفته است و لو اينكه گاهي حكمت تحريم آن براي ما روشن نباشد.

8ـ انگيزة درست: خودآرايي زن بايد با انگيزة جلب رضايت و خشنودي شوهر و جلوگيري او از انحراف، انجام پذيرد و زن از اين راه به شوهرش كمك كند تا از چشم‌چراني و افتادن در دام منكرات اخلاقي ديگر مصون بماند و عفت و پاكدامني‌اش آسيب نبيند. چنين رويكردي زمينة اجر و پاداش معنوي را براي زن فراهم خواهد آورد. حضرت رسول صلّي‌الله‌عليه‌وسلّم‌ مي‌فرمايد: «إنّما الأعمال بالنيات»(6)؛ اساس اعمال مبتني بر نيت است.

اكنون به بعضي از جزئيات مربوط به آرايش بانوان پرداخته و آنها را از لحاظ شرعي مورد بررسي قرار مي‌دهيم.

 

آرايش لباس

زن مسلمان حق دارد از ظاهري زيبا و آراسته بهره‌مند باشد ولي حق تبرّج و خودنمايي در انظار مردان بيگانه را ندارد. لباس بانوي مسلمان نبايد نازك باشد به گونه‌اي كه بدن از آن نمايان گردد يا لباس تنگي را به تن كند كه برجستگي‌هاي بدن مشخّص باشد. در حديث نبوي اين دسته از زنان اهل‌ دوزخ معرفي شده‌اند: «نساء كاسيات عاريات»؛ زناني كه هر چند به‌ظاهر لباس پوشيده‌اند ولي در حقيقت عريان هستند.

لباس مناسب زن از ديدگاه شرع بايد داراي ويژگي‌هاي زير ‌باشد:

1ـ همة اندام را بپوشاند به‌جز قسمت‌هايي كه قرآن در آيه «إلا ما ظهر منها» استثنا نموده است؛

2ـ لباس زن نبايد به‌حّدي شفاف و نازك باشد كه اندام او را نمايان سازد؛

3ـ لباس زن نبايد برجستگي‌ها و نقاط حساس بدن را نمايان سازد؛

4ـ لباس زن نبايد از جنس لباسي باشد كه مخصوص لباس مردان است.

بنابراين پوشيدن لباس‌هاي نازك، كوتاه، تنگ و چسبان و چاك‌دار كه بخشي از بدن از آن نمايان باشد، شرعاً روا نيست، البتّه پوشيدن چنين لباس‌هايي در خانه و جلوي شوهر مانعي ندارد.

شريعت در انتخاب رنگ لباس زنان، عرف جامعه را معيار قرار داده است و در احاديث نبوي زنان به صراحت از پوشيدن رنگ خاصي منع نشده‌اند مگر در مواردي كه تشابه با مردان به‌وجود آيد. پس اگر در جامعه‌اي استفاده از رنگ‌هاي خاصي فقط براي مردان متعارف است، زنان نبايد از آن استفاده نمايند و اين عدم مشروعيت فقط به‌خاطر خودداري از تشابه با مردان است نه اينكه رنگ خاصي بذاته براي زنان روا نباشد.(7)

 

استفاده از انواع زيور‌آلات

طلا و نقره‌ از فلزهاي گران‌بهايي‌اند كه از قديم براي خودآرايي مورد استفادة زنان بوده‌اند. از حضرت علي رضي‌الله‌عنه‌ مروي است: «أخذ رسول‌الله حريراً بشماله و ذهباً بيمينه، ثم رفع يديه، فقال: إن هذين حرام علي ذكــور أمّتي حلّ لإناثهم»(8)؛ رسول اكرم صلّي‌الله‌عليه‌وسلّم‌ پارچه‌اي ابريشمي را به دست چپ و قطعه طلايي را به دست راست خويش گرفتند و فرمودند: اين دو براي مردان امت من حرام و براي زنان‌شان حلال‌اند.

 

اصلاح موي صورت و ابروها

امروزه اصلاح صورت، و برداشتن ابروها و حالت دادن به آنها، رواج بسياري در بين زنان برخي جوامع يافته است و از موارد مؤثر زيبايي تلقّي مي‌شود. فقهاي مذاهب اربعه بر عدم‌جواز اصلاح صورت به‌طور عام نظر داده‌اند، مگر اين‌كه در صورت زن مو برويد و موجب نفرت شوهر گردد، در چنين صورتي جايز است زن به اصلاح صورت اقدام كند. امّا برداشتن ابروها و حالت دادن به آنها به‌طور مطلق ‌جواز ندارد.(9)

 

پيوند موي سر

موي سر در زيبايي نقش زيادي دارد، ازاين‌رو زنان معمولاً سعي مي‌كنند تا با روش‌هاي مختلف مانند استفاده از تركيب‌هاي دارويي، پيوند مو و غيره به موهاي ايده‌آل دست يابند و با آرايش آن به بهترين شكل جلوه نمايند، امّا پيوند مو از لحاظ شرعي داراي احكامي است كه زن مسلمان بايد قبل از اقدام به چنين كاري با اين احكام آشنا شود.

از فاطمه بنت منذر روايت شده است: «سمعت أسماء قالت:‌ سألت إمراة النبيّ صلّي‌الله‌عليه‌وسلّم‌ فقالت يا رسول‌الله، إن بنتي أصابتها الحصبة فامرّق شعرها و إنّي زوجتّها أفأصل فيه؟ فقال: لعن الله الواصلة و الموصولة»(10)؛ از اسما شنيدم كه ‌گفت: زني از پيامبر خدا پرسيد،‌ اي رسول خدا! دخترم به مريضي حصبه مبتلا شده و موهايش ريخته است، ‌اكنون او را شوهر مي‌دهم، آيا با موي سرش مويي پيوند بزنم؟ آن‌حضرت صلّي‌الله‌عليه‌وسلّم‌ فرمودند: خداوند پيوندكنندة مو و كسي را كه براي او پيوند مو انجام مي‌شود، نفرين كرده است.

فقها با استناد به اين حديث و احاديث ديگري كه در آنها به صراحت پيوند مو تقبيح شده است پيوند آن را حرام مي‌دانند.11) البتّه اگر بر اثر بيماري موهاي خانمي بريزد كاشت آن اشكالي ندارد و نيز در صورتي كه پيوند مو با موي انسان انجام نپذيرد بلكه براي پيوند از نخ، كُرك و نايلون استفاده شود، فقهاي احناف آن را مشروع مي‌دانند.(12)

 

رنگ كردن موي سر

رنگ كردن مو از ديرباز به‌عنوان ابزاري براي زيبايي موها رواج داشته است، البتّه درگذشته تغيير موهاي سياه به رنگ‌هاي ديگر مرسوم نبود بلكه مردم جهت تغيير دادن سفيدي موهايشان از خضاب، حنا و كتم استفاده مي‌كردند. جابر بن عبدالله رضي‌الله‌عنه‌ روايت مي‌كند كه ابوقحافه پدر حضرت ابوبكر رضي‌الله‌عنه‌ را در روز فتح مكّه به محضر رسول اكرم صلّي‌الله‌عليه‌وسلّم‌ آوردند درحالي‌كه موهاي سر و محاسن وي كاملاً سفيد شده بود؛ پيامبر خدا فرمودند: «غيروا هذا بشيء و اجتنبوا السواد»(13)؛ سفيدي موهاي وي را تغيير دهيد، ولي از رنگ سياه خودداري كنيد.

از حضرت ابوهريره رضي‌الله‌عنه‌ روايت شده است كه حضرت رسول اكرم صلي‌الله‌عليه‌وسلم‌ فرمودند: «إن اليهود و النصاري لايصبغون فخالفوهم»(14)؛ يهود و نصاري موهايشان را رنگ‌ نمي‌زنند شما برخلاف آنان عمل كنيد.

بر پايه اين روايات و امثال آن فقهاي مذاهب رنگ كردن موها را، به رنگي غير از رنگ سياه، براي زنان و مردان جايز دانسته‌اند. بنابراين رنگ كردن مو براي زنان روا و پسنديده است چون از باب زينت است. استفاده از رنگ‌مو با تركيبات شيمايي در صورتي كه براي صحت و سلامتي زيان‌آور نباشد نيز مانعي ندارد.(15)

 

كوتاه كردن موي سر

در عصر حاضر خودآرايي زنان شكل‌هاي نويني به خود گرفته است كه در ادوار گذشته بي‌سابقه بوده و يا در آن زمان زينت به‌حساب نمي‌آمده است. يكي از اين پديده‌ها كه برخي از زنان براي خودآرايي به آن روي مي‌آورند،‌ كوتاه كردن موي سر است.

بدون ترديد موهاي زن بخش‌ عمده‌اي از جمال و زيبايي او را تشكيل مي‌دهد و در طول تاريخ اعم از عصر جاهلي، صدر اسلام و حتي دوران معاصر، موهاي انبوه و دراز از مظاهر زيبايي زنان تلقّي شده و مي‌شود؛ گرچه امروزه سليقة عده‌اي تغيير يافته و كوتاه كردن موها را نوعي زيبايي مي‌پندارند، ولي با اين حال كمتر كسي منكر زيبايي موهاي انبوه و دراز است.

اساساً زنان در صدر اسلام موهاي خود را كوتاه نمي‌كردند؛ البتّه كوتاه كردن مقدار معيني از موي سر زنان در مناسك حجّ و عمره رواج داشته است و به اتّفاق مذاهب اربعه زنان براي خارج شدن از احرام حجّ و عمره بايد به‌اندازه يك بند انگشت از موهايشان را كوتاه نمايند.(16) اين ديدگاه فقها حاكي از اين است كه كوتاه كردن مو براي زنان به اندازة معين و در حالت خاصي است.

امّا در روايتي ديگر آمده است كه ازواج مطّهرات پس از رحلت رسول‌الله صلّي‌الله‌عليه‌وسلّم‌ موهايشان را كوتاه كردند.

حال پرسش اساسي اين است كه كوتاه كردن موها براي زينت و بيشتر از مقدار يك بند انگشت، از لحاظ شرعي چه حكمي دارد؟

علما در اين مورد دو ديدگاه متفاوت دارند؛ عده‌اي از آنان با استناد به عمل ازواج مطهّرات كوتاه نمودن موي سر را براي زنان جايز مي‌دانند. امام نووي رحمه‌الله‌ در شرح «صحيح مسلم» مي‌نويسد: «في فعل زوجات الرسول صلّي‌الله‌عليه‌وسلّم‌ دليل علي جواز تخفيف الشعور للنساء»(17)؛ از عملكرد همسران پيامبر خدا مي‌توان براي جواز كوتاه نمودن موي بانوان استدلال كرد. و امّا برخي ديگر از علما از جمله فقهاي احناف كوتاه نمودن موي سر را براي زنان جايز نمي‌دانند.

كساني كه كوتاه كردن موي سر را براي زنان جايز نمي‌دانند در توجيه عمل ازواج مطهرات مي‌گويند: اقدام عموم زنان را نمي‌توان بر عمل امهات‌المؤمنين قياس نمود؛ زيرا پس از درگذشت پيامبر خدا ‌صلي‌الله‌عليه‌وسلم‌ ازدواج با همسران ايشان به‌طور كلّي حرام بوده است و آنان به قصد زينت هرگز اين عمل را انجام نداده‌اند.(18)

به هر حال كوتاه كردن موي سر به شيوه‌هاي رايج امروزي براي زنان جايز نيست؛ زيرا تشبّه با زنان غيرمسلمان و مردان را به همراه دارد(19) و زن مسلمان همان‌گونه كه از لحاظ ديني و اعتقادي از زنان ديگر متمايز است، از نظر شكل و هيئت ظاهري نيز بايد از ديگران متمايز باشد. آيا از زني كه به تقليد از بيگانگان هر روز شكل موهاي خود را تغيير مي‌دهد تا خود را فردي پيشرفته جلوه دهد، اين توقّع وجود دارد كه فرزندان خود را به سمت تعالي راهنمايي كند و با ارزش‌هاي اصيل اسلامي آشنا سازد. آيا او مي‌تواند فرزنداني را به جامعة اسلامي تحويل دهد كه از فرهنگ‌هاي بيگانه و غيرديني متأثر نشوند و براي اعتلاي فرهنگ و تمدّن اسلامي تلاش كنند.

البتّه اگر موهاي زن مجعد و فرفري باشد، يا موها آن‌قدر دراز گردد كه باعث زحمت و رنج گردند كوتاه كردن مقداري از آنها اشكالي ندارد.(20)

 

سرمه

زنان از سرمه علاوه از مصرف طبّي آن، به‌عنوان يكي از وسايل آرايشي استفاده مي‌كنند كه از لحاظ شرعي در مشروعيت آن هيچ‌گونه شبهه‌اي وجود ندارد. از ابن‌عباس رضي‌الله‌عنه‌ مروي است كه پيامبر خدا فرمودند: «اكتحلوا بالإثمد فانّه يجلو البصر و ينبت الشعر و زعم أنّ النبي صلّي‌الله‌عليه‌وسلّم‌ كانت له مكحلة يكتحل منها كل ليلة ثلثة في هذه و ثلاثة في هذه»(21)؛ چشمان خود را با اثمد (نوعي خاص از سرمه) سرمه بكشيد چرا كه چشم را نور و جلا مي‌بخشد و موي مژه را رشد مي‌دهد. نزد آن‌حضرت سرمه‌داني بود كه در هر چشم هنگام شب سه بار سرمه مي‌كشيد.

برخي از بانوان به جاي سرمه از رنگ مژه استفاده مي‌كنند، در صورتي كه استفاده از آن مانع رسيدن آب به مژه‌ها نباشد، مشكل شرعي ندارد.

 

لنز چشم

لنز در اصل ابزاري پزشكي است و در درمان عارضه‌هاي چشمي و گاه به‌جاي عينك استفاده مي‌شود، امّا امروزه برخي زنان به‌ويژه در جوامع شهري از لنز براي زينت و تجمّل بيشتر استفاده مي‌كنند كه گاهي اين كار با عوارض جانبي مانند ايجاد زخم‌هاي عميق در چشم، لخته شدن خون در اطراف قرنيه و آسيب‌هاي ديگر توأم است.

استفاده از لنز در صورتي كه ناشي از ضرورت و نياز باشد، طبق قاعدة «الضرورات تبيح المحظورات» شرعاً مانعي ندارد، امّا در مورد استفاده از لنزهاي رنگي و زينتي، دو ديدگاه در ميان علما وجود دارد: عده‌اي با استناد به اين‌كه اين عمل تغيير در خلقت الهي است، و گول زدن ديگران و اسراف و تبذير مال را به همراه دارد، آن را ناجايز مي‌دانند. و امّا برخي ديگر آن را مانند رنگ مو مباح دانسته‌اند، ولي مشروط بر اين‌كه براي صحت و سلامتي فرد زيان‌آور نباشد و از اسراف و تبذير به‌دور بوده و به قصد مشابهت با زنان هرزه‌گرد نباشد. اگر منصفانه بنگريم شرايطي كه فريق دوّم براي اباحت مطرح نموده‌اند، منتفي‌اند؛ بنابراين جنبة عدم جواز ترجيح دارد و زنان نبايد براي چنين چيزي، مال، وقت و صحت خود را قرباني كنند.

 

سوراخ نمودن گوش و بيني

و آراستن آنها با زيورآلات

از زينت‌هاي متعارفي كه از دوران قديم در ميان زنان رايج بوده، سوراخ نمودن گوش و آراستن آن با زيورآلات است. چنان‌كه در حديث طولاني «أمّ‌زرع»، حضرت عايشه رضي‌الله‌عنها روايت مي‌كند: «...قالت الحادية عشرة: زوجي أبوزرع فما أبوزرع؟! أناس من حُليًّ اُذني و ملأمن شحم عضدي و بحَّجني فبحجت إلي نفسي»(22)؛ ... يازدهمين زن گفت: شوهرم ابوزرع است همان فردي كه گوشهايم را با زيورآلات به حركت درآورده و مرا فربه و گرامي داشته است، پس من در كنار او شادامان هستم.

در اين روايت از آراستن گوش با زيورآلات سخن به ميان آمده است كه از آن به‌طور ضمني سوراخ نمودن گوش نيز فهميده مي‌شود؛ ازاين‌رو فقهاي احناف سوراخ نمودن گوش را جهت آويزان كردن زيورآلات براي زنان روا مي‌دانند.(23) هم‌چنين در مناطقي كه سوراخ نمودن بيني براي گذاشتن زيورآلات مرسوم است، اين عمل از لحاظ شرع مباح است.(24)

 

حنا و لاك‌ ناخن

حنا از قديم از ابزارهاي خودآرايي شناخته مي‌شود و زنان براي آرايش دست و پا از آن بهره مي‌برند. استفاده از حنا براي زنان نه تنها اشكال ندارد، بلكه بنابر روايتي از حضرت عايشه رضي‌الله‌عنها كه در سنن نسايي آمده است، حنا براي زنان بسيار پسنديده است.(25)

لاك ناخن نيز يكي از ابزارهاي آرايشي است كه برخي آن را بر حنا ترجيح مي‌دهند؛ امّا از آن‌جا كه بر اثر استفاده از لاك پوشش نازكي روي ناخن ايجاد مي‌شود كه مانع رسيدن آب به ناخن‌ها است و بانوان مسلمان در طول شبانه‌روز به طهارت و وضو نياز دارند و براي هر وضو دور كردن لاك ناخن دشوار بوده و موجب تضييع وقت مي‌شود و چه بسا لكّة كوچكي از آن بر روي ناخن مي‌ماند و مانع رسيدن آب مي‌شود و بدين‌سان طهارت مطلوب حاصل نمي‌شود، لذا بانوان نبايد از اين نوع لاك‌ها استفاده كنند.

 

ناخن‌هاي بلند يا مصنوعي

يكي از پديده‌هاي شگفت‌انگيز كه عده‌اي از بانوان به آن روي آورده‌اند، گذاشتن ناخن‌هاي بلند است كه به دو شكل متداول است:

عده‌اي ناخن‌هاي خود را كوتاه نمي‌كنند و آنها را بلند مي‌گذارند و دسته‌اي ديگر هم از ناخن‌هاي مصنوعي استفاده مي‌كنند. نزد مذاهب اهل‌سنت چنين امري مسلماً نوعي تشابه با زنان بيگانه و غيرمسلمان است؛ چرا كه در سنّت نبوي كوتاه نمودن ناخن‌ها از آداب فطري و انساني به‌حساب آمده است. ابوهريره از رسول اكرم صلّي‌الله‌عليه‌وسلّم‌ روايت مي‌كند: «الفطرة خمس ـ أو خمس من الفطرة ـ الختان و الإستحداد و نتف الإبط و تقليم الأظافر و قص الشارب»(26)؛ پنج چيز از ويژگي‌هاي فطري انسان‌‌اند: ختنه [براي مردان]، كوتاه كردن ناخن‌ها، تراشيدن موي عانه (زير ناف)، كندن موي زير بغل، و كوتاه نمودن سبيل‌ها [براي مردان].

بنابراين‌زيبندة بانوي مسلمان نيست كه به تقليد از زنان بيگانه خود را مشابه حيوانات درنده نمايد. ناخن‌هاي بلند مصنوعي را به هيچ‌وجه نمي‌توان از مكملات آرايش دانست؛ زيرا با موازين شرع، فطرت سالم و بهداشت منافات دارد.(27)

 

جراحي زيبايي اندام

پيشرفت‌هاي پزشكي به‌ويژه در بخش جراحي باعث شده كه شاهد مقولة جديدي به‌نام جراحي زيبايي اندام باشيم. اين گونه جراحي را مي‌توان به دو بخش تقسيم كرد: يكي آن‌كه فرد بر اثر سانحه‌اي مانند سوختگي دچار ضايعات پوستي مي‌شود يا بر اثر بيماري مانند سرطان و پيسي در شكل اعضاي وي تغييراتي پديد ‌مي‌آيد و يا از لحاظ خلقت داراي عيب جسمي نازيبايي است كه در محافل و مجالس توجّه مردم بدان جلب مي‌شود و شخص به‌خاطر آن دچار عذاب روحي است. جراحي زيبايي در چنين مواردي اشكال ندارد؛ زيرا هدف بر طرف كردن عارضه‌هاي پوستي و بدني و يا عيب‌هاي جسمي است و به قصد تغيير در خلقت الهي صورت نمي‌گيرد. عرفجه بن اسعد رضي‌الله‌عنه‌ مي‌گويد: «أصيب أنفي يوم الكلاب في الجاهلية، فاتخذت أنفا من ورق، فأنتن عليّ، فأمرني رسول‌الله صلّي‌الله‌عليه‌وسلّم‌ أن اتخذ أنفاً من ذهب»(28)؛ بيني‌ام در جنگ كلاب در دوران جاهليت قطع شد،‌ من بيني‌اي از نقره ساختم امّا بيني‌ام عفونت كرد، پيامبر خدا به من دستور دادند تا بيني‌اي از طلا بسازم.

نوع دوّم جراحي زيبايي آن است كه برطرف كردن عيبي در آن، مدّنظر نيست، بلكه فرد بعضي از ويژگي‌هاي چهره خود را نمي‌پسندد و قصد دارد شكل بهتر و جذاب‌تري داشته باشد؛ از جمله مصاديق اين نوع جراحي مي‌توان به جراحي زيبايي بيني، چانه، لب‌ها و پستان‌ها اشاره كرد. همين طور برخي افراد مسن براي برطرف كردن آثار پيري نيز به اين نوع جراحي اقدام مي‌كنند تا جوان‌تر به‌نظر برسند، اثر اين گونه جراحي‌ها معمولاً چهار تا هفت سال باقي مي‌ماند.

فقهاي معاصر اين نوع جراحي را بنابه دلايل زير حرام مي‌دانند:

1ـ تغيير در خلقت الهي؛ در قرآن آمده است: «و لآمرنّهم فليغيرن خلق الله»[نساء: 119]؛ [شيطان پس از طردشدن از بارگاه الهي گفت:] به ايشان (انسان‌ها) دستور مي‌دهم تا آفرينش خدا را دگرگون ‌كنند.

در اين آيه مذمت كساني بيان شده كه به تغيير در خلقت الهي مي‌پردازند و اين نوع جراحي، از نمونه‌هاي بارز چنين تغيير است.

2ـ در سنّت نبوي گروهي از زنان لعنت شده‌اند كه از جمله اوصاف‌شان اين است: «المتفلجات للحسن، المغيرات خلق الله»؛ آناني كه ميان دندان‌هايشان فاصله انداخته و خلقت الهي را تغيير مي‌دهند.

در حديث فوق حضرت رسول اكرم صلّي‌الله‌عليه‌وسلّم‌ ميان زيباطلبي و تغيير خلقت جمع نمودند و اين هر دو مفهوم در جراحي زيبايي اندام وجود دارد كه شخص به‌خاطر زيبايي يا افزايش آن اقدام به تغيير خلقت مي‌كند.

3ـ اين نوع جراحي به‌ويژه در مواردي كه چين و چروك صورت افراد مسن برداشته مي‌شود، مصداق فريب و نيرنگ بوده كه شرعاً حرام است؛

4ـ صرف هزينه‌هاي مالي هنگفت و تضييع وقت؛

5ـ بنابه اظهارات متخصّصان، جراحي زيبايي اندام در بسياري از موارد نتايج مطلوب را دربر نداشته بلكه پيامدهاي ناگوار جسماني را به همراه دارد؛ از اين‌رو علماي معاصر اين نوع جراحي زيبايي اندام را حرام و ناجايز مي‌دانند.(29)

 

خودآرايي زن براي چه كسي

البتّه آنچه پيرامون زينت و خود‌آرايي زن مطرح شد هدف از آن اين نيست كه زن بخش قابل توجّهي از وقت گران‌بهاي خويش را در مقابل آينه و يا در آرايشگاه‌ها سپري كند و مسحور و مفتون جمال و زيبايي خود شده و بدان مغرور گردد و به خودنمايي و فخرفروشي بپردازد؛ چنين كاري نشانة ضعف عقل و خرد است.

در شريعت اسلام آرايش زن بايد در حدّ متعادل و در درون خانه و در برابر شوهر و به‌خاطر او باشد؛ در اين صورت، جوي آب زندگي زلال و پاك در مسير خود حركت كرده و گل و ريحان مي‌روياند، ولي اگر آرايش زن براي مردان بيگانه و براي خودنمايي در كوچه و بازار باشد، جوي آب زندگي ناپاك و آلوده شده و از مسير خود منحرف مي‌شود و پايه‌هاي خانواده را سست و آسيب‌پذير مي‌كند و بحران و تلفات به بار مي‌آورد.

 پي‌نوشت‌ها:.......................................................................................

1ـ قطب، سيّد؛ في ظلال‌القرآن: ترجمة مصطفي خرم‌دل؛ ج4، ص:812،‌ چاپ دوم، تهران:‌ نشر احسان، 1387.

2ـ صحيح‌البخاري، كتاب‌اللباس، باب المتشبهين بالنساء و المتشابهات بالرجال.

3ـ مرجع سابق،‌ كتاب النكاح،‌ باب لاتطيع المرأة زوجها في معصية، حديث 5205.

4ـ سنن أبي‌داود، كتاب اللباس، باب في لبس الشهرة: 2/203.

5ـ سنن ابن‌ماجه، كتاب الاحكام، باب من بني في حقّه ما يضرّ بجاره، ص 169.

6ـ صحيح‌البخاري، كتاب بدءالوحي، باب كيف كان بدءالوحي الي رسول‌الله، حديث 1.

7ـ احكام تجميل‌النساء في الشريعة الاسلامية (با اندكي تصرّف)، ص 137.

8ـ سنن ابن‌ماجه، كتاب‌اللباس، باب لبس الحرير و الذهب للنساء، ص 256ـ 257.

9ـ محمودالفتاوي (فتاوي دارالعلوم زاهدان): 4/208. ردالمحتار: 5/264. المجموع: 3/141. حاشيةالجمل علي شرح المنهج: 1/418. كشاف‌القناع: 1/81 .

10ـ صحيح‌البخاري، كتاب‌اللباس، باب الموصولة: 5941.

11ـ حاشية ابن‌عابدين: 4/105. قوانين‌الاحكام الفقهية، ص 384. المجموع: 1/139ـ 140.

12ـ حاشية ابن‌عابدين: 5/239. مجمع‌الانهر: 2/59. الفتاوي الهندية: 5/358.

13ـ صحيح‌المسلم، كتاب‌اللباس و الزينة، باب استحباب الشيب بصفرة أو حمرة و تحريمه بالسواد، حديث 5466.

14ـ مرجع سابق، باب مخالفة اليهود في الصبغ، حديث 5467.

15ـ تكملة فتح‌الملهم: 4/88 .

16ـ كاساني، بدائع الصنائع في ترتيب الشرائع: 2/141. المنتقي شرح مؤطا امام مالك: 3/29. المجموع شرح المهذب: 8/211. المغني: 3/472.

17ـ شرح صحيح‌المسلم: 1/148.

18ـ شنقيطي، أضواء البيان: 5/‌600ـ601.

19ـ محمودالفتاوي: 4/212.

20ـ فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث العلمية و الافتا: 17/134. المفصل في احكام المرأة و البيت المسلم في الشريعة الإسلامية،‌ عبدالكريم زيدان: 3/400، مؤسسة الرسالة.

21ـ‌ شمائل‌الترمذي، باب ماجاء في كحل رسول‌الله صلّي‌الله‌عليه‌وسلّم‌،‌ ص 4.

22ـ صحيح‌المسلم، كتاب فضائل الصحابة، باب ذكر حديث أمّ‌زرع، حديث 6263.

23ـ ردالمحتار: 5/249.

24ـ مرجع سابق: 5/270.

25ـ سنن النسائي، كتاب‌الزينة، باب الخضاب للنساء: 2/279.

26ـ صحيح‌البخاري، كتاب‌اللباس، باب قص الشارب، حديث 5889. صحيح المسلم، كتاب‌الطهارة، باب خصال الفطرة، حديث 257.

27ـ احكام تجميل النساء في الشريعة الاسلامية، ص 222.

28ـ جامع‌الترمذي، كتاب‌اللباس، باب ما جاء في شدّ الاسنان بالذهب: 1/306.

29ـ احكام تجميل‌النساء في الشريعة الاسلامية، ص 377ـ378.

 

+ نوشته شده در جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت توسط تحريريه ندای اسلام |